"تنهایی پر هیاهو"

"تنهایی پر هیاهو"
امیدوارم که حوصله خواندن این دست نوشته ام را داشته باشید،اما اگراین نوشته ام را بخوانید صرفآ مرا خوشحال میکنید،گرچه باید بگویم که نمیدانم چرا با اینکار، من خوشحال میشوم!
این روزها تقریبآ با هرکسی که سر صحبت باز میکنی،به گونه ای خود را تنها میداند و یا حداقل به شکلی از اشکال این تنهایی که با آن سر و کله میزند، اذعان میدارد و از این مهم مذکور ،گله میکند. راستش را اگر بخواهید که ام...یدوارم بخواهید،من هم از این خیل،مستثنی نیستم و هر از چند گاهی همچون اغلب آنها و شاید خود شما، احساس تنهایی میکنم.واین حس علی رغم حضورم در جمع های متعدد،باز از من دست نمیکشد.البته با اجتناب از ناسپاسی و قدرناشناسی باید بگویم که دوستانی هم دارم، که در میانشان گوهرهایی درخشان نیز هستند.اما شوربختانه ، این تنهایی،ارتباطی به حضور یا عدم حضور جمعهای یاد شده ندارد،به هرحال همچون بسیاری در این جهان نو مکانیکی امروز، تنهایی ناگزیری از فکر،احساس و حتی عشق به تعبیر عام ،در خود برجسته میبینم.گرچه این تنهایی تمامـآ مضر و آزار دهنده نیست بلکه فواید قابل توجه بسیاری را هم در خود، داراست.اما آزارش تا آن حد است که سوای از سوهان روح ،استخوانها را هم به مرور می ساید،البته اگر تا بحال ساییده نشده باشند.گاهی این تنهایی مرا کاملآ مستأصل میکند،تا جایی که آن قدر مرا به درون خود هل میدهد، که وقتی به خود می آیم انگار ،ساعت دیواری تقلب کرده است و در غیاب آگاهی من، چند ساعتی خود را جلو انداخته است که مسئولیتش را گرچه اندک ،اما مبلغی حذف کرده باشد.اما جالب اینجاست که همین ساعات حذف شده ام ،ساعاتی هستند که حس تنهایی در من کاملآ از بین رفته است...! آنقدر در خود فرو میروم که دنیای درون را بس بزرگتر و پررونق تر و شلوغ تر می یابم.آه که چقدر آن درون فاجعه وار پر رفت و آمد است.همه آن جا هستند.اصلآ طوری است که آدمی، از شلوغی اش خسته میشود و در پی روزنه ای است که خود را، سریعآ از آنجا بیرون بکشد و برود جایی بنشیند و اندکی با خود خلوت کند، خلاصه لختی هم که شده باشد، "تنها" باشد!شگفت این است که گرچه، همه به تنهاییمان اذعان داریم اما در واقع ،حتی در تنهاییمان هم تنها نیستیم.و این میتواند زیبا باشد.چرا که برای بعضی ها،این آخرین نقطه ای است که میماند و مانع از قطع جریان زندگیشان میشود.یعنی در جایی که روز به روز نهال مرگ،جوانه هایش را به رخ پیری زندگیشان میکشد،این "تنهایی پر هیاهو" آنهارا دوباره ،با شوقی بی بدیل زندگی مینشاند.
/ 3 نظر / 35 بازدید
milad

سلام وبلاگم رو بهتون معرفی میکنم. خوشحال میشم در خصوص پست پر محتوای "سیزده بدر" که الان آپ کردم، کامنت بگذارید و با توجه به لذتی که از پست بردین از سیستم پسندیدن نیز استفاده کنید. ببخشید که کامنتم مرتبط با پستی که گذاشتین نبود.ان شاالله اگه تمایل داشتین تو دیدارهای بعدی کامنت مرتبط میذارم. وبلاگم رو پسند کردین همیشه سر بزنید. دوست داشتین لینک کنین. همینجا از حضور گرمتون تشکر میکنم. ممنون.

یکی

سلام مطالبتون خیلی زیبا هستند فقط یک سول شما کرد هستید؟

یکی

میشه لطفا جواب سوالمو بدید؟