"این ، تنها ، سئوال است."

"این ، تنها ، سئوال است."
وقتی به شکل بسیاری از این اشیاء موجود در جهان مینگرم و به آنها می اندیشم،تصوری جالب و ژرف به من روی می آورد، که از همین تصور به تصور یا فکری دیگر رهنمون میشوم که در سیر اندیشه ،خصوصآ در اندیشه عصر جدید،بسیار جای کنکاش و بحث است.جان کلام آن که،وقتی به شیئی،به عنوان مثال،همچون "تفنگ"می نگرم و به آن می اندیشم،اینگونه متصور میشوم که اگر،به این شیئ عنصری به نام "اختیار" می افز...ودیم،آن وقت،شیئ مذکور، از ظرفیت و استعدادش به چه نحوی کار می کشید،یا درستتر بگویم:به چه نحوی میتوانست کار بکشد؟لازم به ذکر است که این ظرفیت،شکل و ساختار آنست.از این نظر،هیچ کار دیگری را به خوبی شلیک کردن ،که همان کار اصلی آنست را ،نمیتوانست انجام دهد.و البته که اگر این تفنگ بخواهد که در جای درست خود استفاده شود،بهترین کار برایش همان شلیک کردن است.چراکه مسلمآ اگر در کارهای دیگری چون ،کندن یک چاله، برای کاشت یک درخت وارد شود،هیچگاه به اندازه یک "بیل" نمیتواند بجا و مفید واقع شود.همین وضعیت،برای اشیاء دیگری چون،چاقو،چکش و از همین قبیل،صادق است.
بیان این قصه ما را به این مقصود میکشاند که،پیش از ساخته شدن آن اشیاء،توسط خالقشان،هدف و ماهیت آن رقم، مد نظر قرار گرفته و تعیین شده است.یعنی اینکه،سازنده و خالق "تفنگ"،پیش از ساختن آن،کاربرد و ماهیت تفنگ را که شلیک کردن است،در نظر داشته و از همان رو است که آن را خلق کرده است.و شکل و ساختار و پیکرش را مطابق با همین قصد،تراشیده است.اما راجع به انسان،چطور؟آیا ماهیت انسان هم پیش از آفریده شدنش،تعیین شده است؟یعنی ما با ماهیتمان(میشود گفت هدفمان) متولد میشویم؟اگر اینطور است،آیا همه انسانها یک ماهیت مشترک دارند یا به عدد انسانها ماهیت نیز هست؟یا ماهیت انسان تعیین شده نیست و خودش باید ماهیتی برای خود خلق کند؟
/ 0 نظر / 34 بازدید